چه حلاوتی ، چه طراوتی ، که دمیده نو گل یاسمن
رقیه سعیدی(کیمیا)پسندیدن0
بازدید28
چه حلاوتی ، چه طراوتی ، که دمیده نو گل یاسمن شده باغ دین محمدی ، خوش وخرم از گل این چمن تویی چارُمین علی و ، به کُنیه شدی تو سوݥ ، اباالحسن تو امام دین و هدایتی ، دهمین ستارهٔ انجمن و خبر رسیده ازآسمان ، که به برج دین ، قمر آمده قمری که تابش نور آن ، به تمام ارض و سما رسید خبر شکفتنِ تازه گل ، به تمام عرش خدا رسید نفحات خوش ز مدینه با ، وزش نسیم صبا رسید همه کف زنان ، هم نغمه خوان ، که گلی ز باغ رضا رسید شده شب تمام و دمیده نور ، شب غصه را سحرآمده تو که از سُلالهٔ احمدی ، گل باغ دین و رسالتی توعلی خصال و نبی مرام ، چه شکوهی و چه جلالتی نرسد کسی به مقام تو ، که تو هادی رَه اُمّتی شده خوش دل همه شیعیان ، که شفیع روزقیامتی برود غم از دل هر بشر ، که سعادت بشر آمده توکه از تبار نبوتی ، حرم تو باب کرامت است ثمر جوادالائمه ای ، که نماد جود و سخاوت است لقبت که مظهر کاملی ، ز چراغ و شمش هدایت است نظری نما تو به "کیمیا" که در انتظار عنایت است برود زیارت سامرا که صبوری اش به سر آمده