چقدر گریه نوشته دلم برای سرت
حسین ایزدیپسندیدن0
بازدید1K
چقدر گریه نوشته دلم برای سرت
تمام جسم تو زخمی...ولی فدای سرت
چه آمده به سرت زیر تیر و نیزه و نعل؟
بگو که بوسه بگیرم من از کجای سرت؟
دخیل بستهام امروز هم به پیرهنت
برای این که بگیرم از آن شفای سرت
وصیتی تو به من کردهای دعات کنم
دعای من شده حالا فقط دعای سرت
همیشه پشت سرت بودهام و حالا هم
دویدهام همۀ دشت پا به پای سرت
چهل صباح اسیر تو بودهام نه یزید
منم همیشه گرفتار جلوههای سرت
اگر چه خطبۀ من لحن حیدری دارد
رجز نخواندهام الا به اتکای سرت
اگر چه قصۀ گودال و شام کشته مرا
ولی نمیرسد اینها به ماجرای سرت