چشمانمان بر دست ذرهپرور لیلاست
علیرضا خاکساریپسندیدن0
بازدید8
چشمانمان بر دست ذرهپرور لیلاست مستی ما از نام مستیآور لیلاست یک قافله حور و پری، دور و بر لیلاست در شهر تنها صحبت از تاج سر لیلاست دل میتپد وقتی که حرف از دلبر لیلاست کوری چشم هرکه ما را بی نوا خوانده محبوبمان مارا به دیدار خدا خوانده دل را به دنبال خودش تا هر کجا خوانده ما را برای جشن فرزندش فراخوانده این مُهر و دعوتنامه لطف دیگر لیلاست امشب برای شمس دین، قرص قمر آورد بانو برای شاه عالم، شیر نر آورد یک دسته گل، یک پارچه آقا، پسر آورد صاحب نفس، صاحب لوا، صاحب جگر آورد میلاد مولود سراپا اطهر لیلاست در مرتبت محمود و در عزّ و جلال احمد در مهربانی فاطمه و در کمال احمد در بین میدان مرتضی و در جمال احمد ابرو و چشم و گیسوان و خط و خال احمد این تازه مولود مدینه، محشر لیلاست "والیل" قطعاً مدحت گیسوی او باشد مصداق ناب "والضحی" هم روی او باشد عرش خدا مدهوش عطر و بوی او باشد "إنا هدیناه السبیل "اش سوی او باشد شمس و ضحا و قدر و نور و کوثر لیلاست با یک نظر از مُهر تربت، باده میسازد سجادها از وصلهی سجاده میسازد "قد قامتِ…" او قبله را آماده میسازد با یک نفس، صدها مؤذنزاده میسازد الله اکبر! او علیِ اکبر لیلاست در خاک دشمن میدهد جولان به تنهایی با نعرههایش میکند طوفان به تنهایی با ذوالفقار تشنه و بُرّان به تنهایی سر میزند مثل سپهداران به تنهایی شیر حسین بن علی و حیدر لیلاست رود زلالی هست و دریا میشود گاهی در شب چو خورشیدی هویدا میشود گاهی مثل عموی خویش، سقا میشود گاهی جمع تمام آینهها میشود گاهی عباس و عبدالله و عون و جعفر لیلاست با روضهاش، راز پریشانی ششگوشهست مرثیهی همواره طوفانی ششگوشهست هم رونق شبهای روحانی ششگوشهست هم شک ندارم باعث و بانی ششگوشهست کربُبَلا سرمست سیب نوبر لیلاست قطعاً تحمل کردن زخم زبان سخت است بوسه گرفتن از عزیز نیمهجان سخت است راهی شدن تا کوفهی نامهربان سخت است داغ جوان دیدن برای مادران سخت است مرثیه ی محزون و گریه آور لیلاست تا کوچه وا کردند و در دام بلا افتاد غرق به خون از پشت مَرکب، بی هوا افتاد با "یا أبا"یش ولوله در خیمهها افتاد این ارباً اربایی که زیر دست و پا افتاد ای کربلاییها! جوانِ پرپر لیلاست