چسان به کرببلا میکنی گذار؟ ای آب!
صغیر اصفهانیپسندیدن0
بازدید1.1K
چسان به کرببلا میکنی گذار؟ ای آب!
مگر نهای ز شه تشنه شرمسار؟ ای آب!
هنوز بهر تو گویا به خیمهگه دارد
سکینه در ره عبّاس، انتظار، ای آب!
میان معرکه گویا هنوز میطلبد
تو را حسین علی، بهر شیرخوار، ای آب!
به یاد آر که افکنْد در کنار تو، خصم
دو دست از تن عبّاس نامدار، ای آب!
تو موج میزدی و از عطش هلاک شدند
ز شاه تشنهلب، اطفال دلفگار، ای آب!