چار گلدسته با دو تا گنبد
سیدروح الله مویدپسندیدن0
بازدید48
چار گلدسته با دو تا گنبد شش جهت نور کبریا دارد هرکه در آن حرم رسد گوید جلوهی مشهد الرضا دارد چار گلدسته چار رکن بهشت دو ضریح از دو حجت داور یک ضریح از جواد اهل البیت یک ضریحی ز موسیِ جعفر ای مزارت مدار جود و کرم دست حاجات خلق سوی شماست مهری و چند تا ستارهی فضل معتکف در کنار کوی شماست مثل فرهاد میرزا شدهاند خاکبوس تو بس امیر و وزیر "کلبُهم باسطٌ ذِراعیهِ" حک شده روی قبر خواجه نصیر دلم از درد و غم به تنگ آمد سر و پا رنج و غصه و دردم سمت باب الحوائج آمدهام رو به باب المراد آوردم من جوانی گناه آلوده رو به دیوار میکنم از شرم دست بر روی شانهام بگذار دعوتم کن به یک نصیحت گرم گرمی دست تو برات خداست با شما توبهام پذیرفته است سفرهی تو دوای هر دردی است مادر این راز را به من گفته است ای ید الله دست تو باز است گره از کار بسته ام وا کن گوشهی خانه بستری پهن است درد بیمار من مداوا کن آه ای یوسفی که زندان را بوی پیراهن تو گلشن کرد نور حقی و سجدههای شبت ظلمت آن محیط روشن کرد دست زنجیر پایبندت شد گریهی زخمها به حال تو بود این شب و روزهای آخر هم گوئیا موعد وصال تو بود بدنی در احاطهی زنجیر روی یک تختهی در آوردند پدری را چنین غریبانه پیش چشمان دختر آوردند آه، از این وصال درد آمیز آه، از این وداع رنج آور ماجرا را خدا بخیر کند باز هم دختری و جسم پدر