پدر بیا و ز مقتل تن پسر بردار
سید محمد جوادیپسندیدن0
بازدید75
پدر بیا و ز مقتل تن پسر بردار پسر نه، از دل دریای خون جگر بردار قسم به جان رقیه حسین می میری از این شکستهی پهلو کمی نظر بردار نشانه رفت دلت را هزار خندهی تیر ز اشک ای پدر خم شده سپر بردار برای آنکه نیفتد به زیر پای کسی بیا و جان خودت را ز رهگذر بردار کسی ز خیمه رسیده که سخت بی تاب است برای خاطر خواهر ز خاک سر بردار