پایی که من به روی تمنا گذاشتم
محمد سهرابیپسندیدن0
بازدید2.7K
پایی که من به روی تمنا گذاشتم
دست تملکی است به دریا گذاشتم
حتی خدا معاوضه با ملک من نکرد
دستی چو روی عالم بالا گذاشتم
جبریل زد تعارفی از پر و بال خویش
ردش نموده طاقچه بالا گذاشتم
یک تیر را نراندهام از دست و بال خویش
من سلک خویش را به مدارا گذاشتم
شوق وصال زحمت اسباب را گرفت
من دست خویش را سر ره جا گذاشتم
گر دل نداد بر تو یکی از دو چشم من
جایی برای بوسۀ زهرا گذاشتم
سودش برای گریهکنان تو یا حسین
دنگی که در شفاعت دنیا گذاشتم
تر شد لبم ز مشک وگرنه به جان تو
من داغ بوسه بر دل دریا گذاشتم
دست من است معنی حاجات و کارها
از بس که روی حاجت خود پا گذاشتم