وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید37
وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای خوش به حال لب اصغر که تو سقا شدهاى آب از هیبت عبّاسى تو مىلرزد بى عصا آمدهاى حضرت موسى شدهاى به سجود آمدهاى یا که عمودت زدهاند یا خجالت زدهاى وه که چه زیبا شدهاى یا اخا گفتى و ناگه کمرم درد گرفت کمر خم شده را غرق تماشا شدهاى منم و داغ تو و این کمر بشکسته تویى و ضربهاى و فرق ز هم وا شدهاى سعى بسیار مکن تا که ز جا برخیزى اندکی فکر خودت باش ببین تا شدهاى ماندهام با تن پاشیدهات آخر چه کنم؟ اى علمدار حرم مثل معما شدهاى مادرت آمده یا مادر من آمده است؟ با چنین حال به پاى چه کسى پا شدهاى؟ تو و آن قدِّ رشیدى که پر از طوبى بود در شگفتم که در این قبر چرا جا شدهاى