وای من خورشید بر خاک بیابان تکیه داد
حسن لطفیپسندیدن0
بازدید13
وای من خورشید بر خاک بیابان تکیه داد نیزهای را زد به خاک آقا و بر آن تکیه داد آب را با ناتوانی گفت زهرا ناله زد اَینَ مسلم اَینَ هانی گفت زهرا ناله زد اَینَ مسلم گفت اما او جوابش را نداد هیچکس از بین لشکر ظرف آبش را نداد یاد تنهایی مسلم کرد یکباره گریست اَینَ مسلم گفت و مسلم روی قناره گریست