... و آسمان کبود بود.
سید محمدعلی موسویپسندیدن0
بازدید1K
... و آسمان کبود بود.
ستارهها به رقص خون درآمدند.
کسی نگفت: عاشقان مرگ! صبحتان بخیر!
چقدر حرف،
میان سر،
و نیزههای آتشین،
میان ترد ساقهها و برگها،
و بارش همیشۀ تگرگها.
میان هر چه آتش است
و هر چه سبز.
میان آنکه مینوشت: عشق
و «سرنوشت»
سه روز رفت
و هیچ کس به جز خدا غزل نخواند...