هوا دلگیر و ظلمانی بتاب ای شمس سبحانی
سید ابوالقاسم حسینی (ژرفا)پسندیدن0
بازدید0
هوا دلگیر و ظلمانی بتاب ای شمس سبحانی زمین تبدار و تفتیده، ببار ای غیث رحمانی غبار غربت حق در هوای شهر پیچیده سرود آشنایی سرده از بام مسلمانی دلم پژمرده، تردید و جانم خسته، تزویر بیا آغاز، سرسبزی بیا، پایان حیرانی در و دیوار بیتاب است و تازی تازیان در کف کجایی غیرت حیدر که تیغ حق بجنبانی؟ زده در کام این صحرا، عطش طوفانی از آتش شود از مهر مادر، قطرهای برخاک افشانی؟ سری بر نیزهای، تشتی و چوبی، صوت قرآنی نمیرد شعلهی این داغ تا تو داد نستانی