همین كه عطر تو را با خودش بیارد باد
محمد قاسمیپسندیدن0
بازدید19
همین كه عطر تو را با خودش بیارد باد به خاکِ پات می اُفتیم ، هرچه بادا باد اگر بناست كه صید كسی به جز تو شویم خدا كند كه نباشیم لحظهای آزاد شب ولادت پر خیر و بركت تو شده ست شبی كه قرعهی مستی به نام ما افتاد چه اتّفاق قشنگی ست این كه در شعبان فقط به صفحهی تقویم حک شده میلاد نماز پنجم شعبان من ادا شده است به سمت كعبهی رخسار حضرت سجّاد خدا به يُمن قدوم تو بر بنی آدم برای بال گشودن به عرش ، رخصت داد همیشه دامن پُر خیر شهربانو ، سبز بهشت خانهی آقای ما حسین ، آباد خدا كند كه نبیند غم علی ها را خدا كند كه نگردد حسین ، دشمنْ شاد به خاندان بزرگ تو مُنتسب گشتیم شبی كه مُلکِ عجم را حسین شد داماد نمی شود به خدا مست هیچ ذكر دگر كسی كه شد به دَم " یاعلی مدد " مُعتاد علیّ عالی اعلاست ، زینَتُ الله و علیّ دوّم ارباب ماست زِینُ العباد تو آنقَدَر شده ای چون علی كه خواندیمت — شبیه حیدر كرّار ، مَجمعُ الاَضداد دخیل تار عبای نماز تو عُبّاد خجل ز پینهی پیشانی ات همه زُهّاد عجیب نیست كه پیر طریق خضر شود كسی كه می شود از جانب شما ارشاد صحیفهی تو " زبور " است آل طاها را كه با دعای تو چون موم نرم شد فولاد پی طلسم نرفیتم چون دعایت هست چرا كه باطل سِحرند نور این اُوْراد نمی رسیم به حال بُكاء و خوف و رجاء مگر دعای ابوحمزه ات كند امداد در اقتدا به دو تا چشم خیس پیغمبر بناست گریه كنم در تمامی اعیاد ز گریه های تو فهمیده ام ، اسارت را اسیر واقعه هرگز نمی برد از یاد اگرچه شِكْوه نكردی از آن همه غم ، لیک تو بر سر اُمَوی ها چنان زدی فریاد ... كه پیش پای تو ای شیرمرد نسل علی یزید فكر بُریدن ز تاج و تخت افتاد پس از شهادت بابا مدام می گفتی زیاد باد الهی عذاب ابن زیاد رسیده ام به مقامی كه حالی ام كردند كلید باب بقیع است صحن گوهرشاد