نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

همهی ثانیههای بی تو غروب جمعهی دلگیر منه آینهای که تو رو توش می بینم گریههای پدر پیر منه هنوزم با امید اومدنت جمعه چشم به در می مونه مادرم سر سجاده و بعد هر نماز دعای فرج می خونه مادرم حدود هفتاد ساله / هر جا و توو هر حاله چشم و دلش دنبال توئه یه قاب عکسی داره / خالی روی دیواره منتظر تمثال توئه میبینی چقد - برا دیدنت - صبوره آقا هنوز جمعهها - در خونه رو - می شوره آقا بهش تا میگم - بگو آرزوت - چیه مادر جان؟ توی صورتم - با لبخند میگه: - ظهور آقا اللهم عجّل لولیک الفرج ۳ همه میگن که تو نیستی اما همیشه حضورتو حس کردم باغچهمونو برا روزی که میای پر اطلسی و نرگس کردم دعای ندبهی صبح جمعه ها خبر از اومدنت داره برام هر کسی دعایی داره اما من فقط اومدن تو رو می خوام دنیا چقد کوچیکه / می رسه اون روزی که رو لبامون تبریکه آقا توو تب و تاب عالم / گواهی میده حالم ظهور تو نزدیکه آقا خدا میدونه - دلم روشنه - میای این جمعه یکی توو دلم - صدا می زنه - میای این جمعه توو هر ثانیه - به یاد منی - می دونم آخه شب و روز همین - دعای منه - میای این جمعه اللهم عجّل لولیک الفرج ۳ تویی نور مطلقو، میدونیم که جهان بدون تو تاریکه چهرهی ماه تو پیغام آوُرد شب یلدا به سحر نزدیکه یه روزی میای و میشه دنیا جای خوبی ها و خوشبختی ها توی آیات و روایات دیدم که خوشیه آخر سختی ها دلی که جای درده / از همه عالم سرده دنبال تو میگرده فقط دلم اینو می دونه / از سفرهی این خونه شده نمک پرورده فقط هزار و صد و - نود ساله که - غریبی آقا پی چنتا یار - مث عابس و - حبیبی آقا برای فرج - دعا کن خودت - ما آمین می گیم دعاهای ما - نداره برات - نصیبی آقا اللهم عجّل لولیک الفرج ۳ اشعار آیینی بیپلاک
هنوز نظری ثبت نشده