هم کوفه و هم شام بلا را دیدم
حسین رئوفپسندیدن0
بازدید52
هم کوفه و هم شام بلا را دیدم هم مقتل شاه سر جدا را دیدم بر دست پلید نیزه دار ملعون جاری شدن خون خدا را دیدم من هم قدمِ رقیه بودم هر جا خون گریهی تازیانه ها را دیدم گلبوسهی عمه در میان گودال با سوز و سرشکِ بی صدا را دیدم پنجاه و سه سال بعد از آن عاشورا هر روز به چشم ، کربلا را دیدم وقتی بدن علیِ اکبر آمد دنبال عبا آل عبا را دیدم غوغای عطش ز نهر علقم برخاست تا در یم خون روح وفا را دیدم سوزنده تر از اسارت شام نشد گرچه به جگر زهر جفا را دیدم تا گفت «رئوفی» یا امام باقر بر صفحه ی قلبِ او صفا را دیدم