هم دم گرفتم تا غمت از دم نیفتد
عباس تافتهپسندیدن0
بازدید300+
هم دم گرفتم تا غمت از دم نیفتد هم خودخوری کردم به ابرو خم نیفتد زخمیست بعد از رفتنت در سینۀ ما ای کاش راه زخم بر مرهم نیفتد.. جان بر کف این خیمه ما هستیم امروز تا گوشواری دست نامحرم نیفتد.. نام تو را فریاد خواهم زد همیشه تا از دهان عالم و آدم نیفتد میسوزم و میایستم، آخر چه حالیست؟ میخواهد اشکم هم بیفتد هم نیفتد هرچند شبهای یتیمی جانگداز است میدان به میدان میروم پرچم نیفتد