هفت آسمان به شوق تو نقاره می زنند
اسماعیل روستائیپسندیدن0
بازدید15
هفت آسمان به شوق تو نقاره می زنند ماه و ستاره بوسه به گهواره می زنند آقا شدی که قبله گه ثامنم شوی در موقف محاسبه ام ضامنم شوی شمس الشموسی و قمرت آفریده اند ما را طفیلی نظرت آفریده اند آقا به مهر و لطف و کرامت زبانزدی سلطان توس و عالِم آل محمدی آقای مهربان دو دنیا خوش آمدی ای نور چشم حضرت زهرا خوش آمدی تو آمدی که با کرمت سروری کنی تو آمدی که با حرمت دلبری کنی تو آمدی که جیره خورت انس و جان شوند دیگر رها ز دام بلا آهوان شوند تو آمدی که هم نفس بی کسان شوی همسفره ی جذامی و هم نوکران شوی تو آمدی طبیب مریضانمان شوی هم پادشاه کشور و سلطانمان شوی تو آمدی که چاره ی بیچارگان شوی تو آمدی که ملجاءِ درماندگان شوی ای مضجع شریف شما قبله گاه من ای باعث نجات من و ای پناه من رو کرده ام به صحن و سرایت امان بده رزق مرا شبیه همین کفتران بده امشب بیا به سینهی تنگم جلا بده عیدی به نوکرت حرم کربلا بده