هر کجا که ذکر خیرت هست و از تو یادی اَست
مرضیه عاطفیپسندیدن0
بازدید3
هر کجا که ذکر خیرت هست و از تو یادی اَست می نشینم با ادب! این عادتِ اجدادی اَست خسته از کنج قفس پر می کشم تا شهر ری سخت ویران و خرابم؛ حاجتم آبادی اَست این حرم جایِ کبوتر دارد عمری یاکریم چون کرَم داری و کارَت دادنِ آزادی اَست حضرتِ عبدالعظیم و سیّدِ اهل کرم عاشقت هستم! وَ این احساس مادرزادی اَست خیره بر صحنت شدم آتش گرفتم! چون بقیع بی حرم مانده ست و این غربت چه غیرِعادی اَست مرقدت شد کربلای ثانی و جانِ حسین سر به راهم کن! ببخش آقا اگر ایرادی اَست مُهر تأییدی گرفتی از امامِ عصر خود این جوابِ هر سلامی که به دستش دادی اَست رفتی و در وصف شأن تو همین کافیست که... داغدارِ ماتمت مولا امامِ هادی اَست!