نیست در عالم شبی دیگر از امشب تلختر
حسنا محمدزادهپسندیدن0
بازدید1K
نیست در عالم شبی دیگر از امشب تلختر
یا می نابی از این جام لبالب تلختر
بیش از این ای آسمان نُه توی دنیا را مگرد!
نیست کام یک نفر از کام زینب تلختر
زخمها و شعلهها و سنگها هرگز نبود
از زبانهای شبیه نیش عقرب تلختر
سطرسطر نامهها باهم شهادت دادهاند
نیست از طعم سیاه آن مرکّب تلختر
چهرههاشان از تمام شهر نورانیتر است
هر چه میسوزند عاشقها در این تب، تلختر
از تمام دردهای عالم این درد غریب
رخنه خواهد کرد در جان مخاطب تلختر
بر لب شاگردها از شهد هم شیرینتر است
هر چه باشد درسهای سخت مکتب، تلختر