نفسنفسزدنم را حسین میبیند
حمید رمیپسندیدن0
بازدید16
نفسنفسزدنم را حسین میبیند جراحت بدنم را حسین میبیند نحیف هستم و آتش به جانم افتاده و شعلهزارِ تنم را حسین میبیند دویدن از پیِ مرکب برای من سخت است نحیفتر شدنم را حسین میبیند حریم شخصیِ من جای این اراذل نیست غریبی وطنم را حسین میبیند چه روضهایست اگر مادرت زمین بخورد نوای واحَسَنم را حسین میبیند شبیه دامن طفل سهساله میسوزم عزای سوختنم را حسین میبیند تمام فکر من این است لحظۀ دفنم سفیدیِ کفنم را حسین میبیند برای کربوبلای حسین بیتابم دو دست سینهزنم را حسین میبیند