نفس میزنم در هوایِ حسین
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید300+
نفس میزنم در هوایِ حسین تمامیِ هستم فدایِ حسین کسی را به جز او ندارم خدا در این آستان خاکسارم خدا گرفتم از این خاندان آبرو بیا فطرسِ سینه از او بگو بکش رویِ قنداقه بال و پرت خدایی شو در سایهیِ دلبرت حسینی شدن مایهیِ عزّت است نگو کربلا کربلا هیأت است حرم میشود هر کجا بر لبم بیاید فقط نامی از دلبرم بگو یاحسین دل طلا میشود حسینیهها کربلا میشود غلامِ تواَم دلبرِ بینظیر « امیری حسینٌ وَ نِعمَ الأمیر » تو آقایِ افلاک و خاکی حسین تو پاکی و از صُلبِ پاکی حسین تو یوسفترین یوسفِ خلقتی تو زیباترین جلوهیِ غیرتی تو ایثار و صبری تو نور و نوا تویی سیرت وُ وجه و خونِ خدا بلندایِ عشقی و اخلاصِ ناب شده خیره بر نورِ تو آفتاب گلِ لالهیِ دوشِ پیغمبری گلِ فاطمه وارثِ حیدری بهشتی اگر هست مالِ شماست مسیری که سویت نیایم خطاست تو فرمانروایِ سرایِ دلی تو قبلهنمایِ ابوفاضلی قرارِ دلِ زینبی شاهِ عشق شده خیره بر کربلایت دمشق سَر و سِرِّ درگاهِ تو نور و شور تویی روضه و روضهخوانت ظهور به سردارِ نیزهنشینان سلام سلامِ خداوند بر انتقام بیا منتقم بیقرارِ توایم غریبانه چشمانتظارِ توایم