نسیم سمت دمشق و عراق افتاده
مهدی رحیمی (زمستان)پسندیدن0
بازدید1.1K
نسیم سمت دمشق و عراق افتاده
به دست او خبری داغِ داغ افتاده
که جعفر بن محمد به فکر ترویجِ
اصول شیعه برای وفاق افتاده
چنان به بحث نشسته که بین مکتبها
به غیر شیعه تماماً فراق افتاده
به یک روایت قال النبی او حتی
سگ دوانقی از واقواق افتاده
هزار نخبه چنان جابر بن حیان هم
به خاک پای تو با اشتیاق افتاده
ولی مدینۀ بعد از سقیفه در راه است
دری دو مرتبه در احتراق افتاده
میان کوی بنیهاشم از دری دیگر
دوباره میخ به فکر طلاق افتاده
به بیپناهی گنجشکهای شهر قسم
به یک درخت ... نه ... آتش به باغ افتاده
«رواق منظر چشمِ» تو شد که زهرایی
در آستانۀ در ... در رواق افتاده
شنیدهاند اگر کوچه را پسرهایش
برای این پسرش اتفاق افتاده
برای آتشی آماده کردهاند آن را
شبیه جسم تو هر جا اجاق افتاده
مسیر زهر در این سینه خوب معلوم است
به پنبهزار تن تو چراغ افتاده
بقیع گشت سرانجام کربلای شما
که مدتیست بدون سراغ افتاده
به جای اینکه به روی دو پا بلند شود
بدون سر در و دیوار و طاق افتاده
بمیرم ... آه ... که حتی میان زوّارش
فضای دلهره و اختناق افتاده
شب شهادت تو این هم از غریبی توست
که سوی تو گذر یک کلاغ افتاده