نجفت از همهی کون و مکان ما را بس
محمدمهدی جعفرزاده سائلپسندیدن0
بازدید14
نجفت از همهی کون و مکان ما را بس نقش انگور ضریحت ز جنان مارا بس برق ایوان تو انگار که جادو دارد حرمت از همه عیش گذران ما را بس ساقی انگار که پیمانه نماند است دگر مستی عشق تو در هر شریان ما را بس ما که باشیم که وصل تو شود قسمت ما بردن اسم حریمت به زبان ما را بس طلب رزق نکردیم ز دربار کسی کرم و لطف تو از هر جریان ما را بس می توان دفتری از وصف علی انشا کرد خطبهی نقطه ندار تو ز آن مارا بس منسب و مال نخواهیم ز درگاه تو شاه وصلهی کفش تو از هر دو جهان مارابس علوی بودن ما برکت نان پدر است از عناوین جهان مرثیه خوان مارا بس