ناگزیر است بال و پر بزند
محمد جواد مطیعهاپسندیدن0
بازدید8
ناگزیر است بال و پر بزند یا که بر خاک حجره سر بزند سوز زهری که کرده بی تابش دائما شعله بر جگر بزند ناله اش را کسی نمیشنوند غربتش روضه را شرر بزند روضهی باز، حجره بسته است از عطش اه شعله ور بزند روضه یعنی که همسری بی رحم جای رفع عطش تَشر بزند در عزای جوان ، جوان باید از غمش ناله بیشتر بزند به علی اکبرِ حسین قسم که جوان داغ بر جگر بزند روضه یعنی که لشگرِ نیزه ضربهها را به یک نفر بزند