میم مثه مهربونیاش
رضا تاجیکپسندیدن0
بازدید100+
میم مثه مهربونیاش میم مثه موج تو صداش میم مثه مهر بچه هاش میم مثه مادر اومد و قبیله ی لیلاها به هم ریخت اومد و خدا به پاش از آسمون علم ریخت تولد مادرمه بازم دوباره بیقرارم باید مثه آقام حسین سر رو پای مادر بذارم بذار تا جوونیمو فدات کنم بذار تا فدای یک نیگات کنم همهی زندگیمو بگیر بذار مادر صدات کنم مادر مادر مادر دوست دارم تو بارش چشای تر با نور مهتاب سحر باز داره میرسه خبر اومده کوثر تو نگات آیههای سورهی مومنونه زیر پات حصیریه که سقف آسمونه میرسی و به پیش پات دنیا داره می باره بارون یک نخ چادرت بسه تا که یهود بشه مسلمون بذار تا که سجده پیش پات کنم جونمو نذری بچه هات کنم همهی زندگیمو بگیر بذار مادر صدات کنم مادر مادر مادر دوست دارم با تو حبیبه ی خدا شد توی آسمون به پا بیرق سردار خدا حیدر مولا دمیده تو آسمونا صورت ماه تو پیچیده ترانه ی علی ولی الله تو علی میگه که فاطمه بهترین یاور بندگیشه چراغ بیت حیدر و به خدا تموم زندگیشه کی میشه دنیا رو من گدات کنم صاحب صحن بشی من نگات کنم همهی زندگیمو بگیر بذار مادر صدات کنم مادر مادر مادر دوست دارم منبع:موسسه ادبیات آیین بیپلاک