میرسد نانِ گدایِ حَرمت بیمنّت
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید17
میرسد نانِ گدایِ حَرمت بیمنّت لطفِ تو بی حد و باشد کَرمت بیمنّت هر کجا نامِ تو را میبرم آنجاست بهشت چه بهشتی شده پایِ عَلمت... بیمنّت مادرم مادرِ سادات شده از وقتی .... چشمِ من تر شده از درد و غمت... بیمنّت هادیِ امّتِ اسلام و چراغِ راهی ای مسیحایِ دلم هست دَمت بیمنّت دردمندیم و دَوا از حرمت میخواهیم ای شفاخانه و دارالنِّعمت بیمنّت روضههایِ تو مرا کربوبلایی کرده صِلهیِ گریهکنان شد کرمت بیمنّت سینهزنهایِ تو را در حرمت خواهم دید میشود ذکرِ لبِ محتشمت بیمنّت .... من گدایِ پسرِ فاطمهام تا محشر ندبهخوانم که بیاید ثَنمت بیمنّت