مگر قرار نشد کربلاییام بکنی؟
رضا قاسمیپسندیدن0
بازدید1K
مگر قرار نشد کربلاییام بکنی؟
ترحمی به غم این جداییام بکنی؟
کبوتر حرمیام، ولی بدون حرم
مگر قرار نشد که هواییام بکنی؟
به استکان عراقی اربعین سوگند
نشستهام که تو مهمان چاییام بکنی
شدم حسینیه و لنگ مقدمت هستم
مگر قرار نشد رونماییام بکنی؟
به پشت میلۀ زندان نفس، محبوسم
نمیشود که تو فکر رهاییام بکنی؟
گناه کردم و فرسنگها عقب رفتم
امید هست، که اصلاً خداییام بکنی؟
به آبروی تو سوگند، آبرو دارم
نشستهام که بیایی عباییام بکنی
چه غبطهها که نخوردم به کاروان شهید
به این امید، که شاید فداییام بکنی