مژده که وقتِ بارشِ بارانِ رحمت است
علی گلچینپورپسندیدن0
بازدید46
مژده که وقتِ بارشِ بارانِ رحمت است دنیایِ شیعیان علی با طراوت است شمسِ هدایت آمده وقتِ عنایت است سائل بیا بیا که زمانِ کرامت است حقّ و حقیقتی، به خدا حقِّ مطلقی عالم فدایِ نامِ تو یا هادیَالنَّقی باید گدا همیشه تو را آرزو کند تا با تو زخمهایِ دلش را رفو کند از خاکِ سامرا طلبِ آبرو کند با تو میان اشک و دعا گفت و گو کند تو مرهمی به قلبِ پریشانِ خستهها ای مهربانترین پدرِ دلشکستهها تو باعثِ هدایتِ آحادِ اُمَّتی روحِ حقیقتی و چراغِ هدایتی تو نورِ ماندِگارِ طریقِ سعادتی یا ایُّهَاالنَّقی به گدایت، عنایتی "تو از ازل کریمی و من از ازل فقیر" "خورشیدِ سامرا وَ تَصَدَّق علَی الفَقیر" وقتی که خاک را به نظر کیمیا کنی پس میشود که حاجتِ دل را روا کنی من را دوباره معتکفِ سامرا کنی یا اینکه زائرِ حرمِ کربلا کنی آقا میانِ سینهیِ من موجِ ماتم است نوکر عجیب دل نگرانِ محرَّم است حرف از محرَّم آمد و بیتاب و مضطرم چون یادِ غربتِ حرم افتاده در سرم جدِّ غریب و تشنهیِ تو گفت خواهرم... برگرد سویِ خیمه که تنهاست دخترم با اشکِ سینه سوز، پریشانِ زینب است این قتلِگاه، تختِ سلیمانِ زینب است