مهر شده ست مشتری نور شمایل تو را
جواد کریم زادهپسندیدن0
بازدید4
مهر شده ست مشتری نور شمایل تو را ماه نموده آرزو جلوهی کامل تو را وه چه قیامتی به پا کرده شکوه قامتت دیده زشوق دیده آن دیدهی خوشگل تو را ای در ناب هل اتی، دو دست کرده ای عطا دو بال هم بجای آن ، نداشت قابل تو را محمل رادمردی و فضل و فتوت و ادب دهر کجا توان کشد بار حمایل تو را خصلت توست مردی و عهدو وفا مرام تو ادب عصاره ای بود جمع خصائل تو را عقل شده ست مات تو محو تو و صفات تو مانده که سجده چون کند قبلهی مایل تو را مرجع رساله میدهد غافل از اينکه جبرئیل عمر نهاده خوانده یک سطر رسائل تو را هم که به فضل قائلی هم که ابوالفضائلی شرح چسان دهد غزل جمع فضائل تو را گر که خدا زند سند جنت خود بنام تو داده یک از هزار حق مزد نوافل تو را کفر نگفته ام که حق مزد تو را بر آن شود تا بنهد وصال یار اجر مقابل تو را جنت بی حسین را کی تو پسندی از وفا نور حسین روشنی داده محافل تو را وافی شهره در وفا ساقی آل مصطفی قحطی آب شعله زد آتش در دل تو را دست بدادی و بصر هم که سپر نموده سر تا ندهد فلک هدر قربه حاصل تو را آه از آن دمی که شد تیر به مشک آب تو خرد نمود موج غم زورق ساحل تو فاطمه گشته در خروش وز غم روضه ات زهوش باز نمیکنم از این بیش مقاتل تو را کاش که در قیامت از جمله شاهدان شوم تا که به دیده بنگرم کیفر قاتل تو را دست تهی نمی رود سائلی از سرای تو ام بنین عطا کند حاجت سائل تو را