من دیگه مسافرم مدینه ای
حسین رحمانیپسندیدن0
بازدید4
من دیگه مسافرم مدینه ای ، شهر غم خدا نگهدار مدینه تو بودی شاهده غم بی کسی آل اطهار با وجود اینهمه مرید و شا گرد ولی ببین غریبم توی شهر مادریم غریبی و غربته فقط نصیبم گریه شد چاره ی این دل شکسته منو می برن شبونه دست بسته سینه سوزه بخدا این آه سردم واسه مادرم بلند گریه نکردم به من غریبی و آزار ، رسیده از همه بسیار ولی نگشته گرفتار ، ناموس من سر بازار نوحوا علی الغریب غریب غریب با سر و پای برهنه منو از خونمون شبونه بردن دوباره هیزم و آتیش به در خونهی غریب آوردن حرمت موی سپیدم اگه اینجا شکسته دشمن من انگاری پیش چشام مادرمو بی حیاها می زدن منو کشته گفتن همین عبارت دیگه اینجا به زنی نشد جسارت جلو چشمای علی مادرم افتاد سر مادرم میزد مغیره فریاد امان از این بی پناهی ، که گفته مردی به چاهی دگر نیفتد الهی ، زمین زن بی گناهی نوحوا علی المظلوم علی علی مدینه تو می دونی که چی کشیدم ولی دووم آوردم خدا میدونه برا شیعه چقدر خون دلها که نخوردم همیشه میون خونه مجلس روضه ها به پا می کردم برای گریه کنا و زائرای حسین دعا می کردم آخرین سفارشم فقط نمازه آخرین روضهی من روضه بازه پیر روضه خونه غمهای حسینم دم آخر یاد لبهای حسینم نمانده فرصت آهی ، دلم به مقتله راهی دگر نیفتد الهی ، بلند مرتبه شاهی نوحوا علی العطشان حسین حسین ... اشعار و سبکهای حسین رحمانی