مـن از سفـــر، جگــر داغدیـده آوردم
غلامرضا سازگار (میثم)پسندیدن0
بازدید3.2K
مـن از سفـــر، جگــر داغدیـده آوردم ســرشک دیـده و قد خمیده آوردم مـن از دیـار شهیـدان عشق میآیم پیــامهـــا ز گــلــــوی بـریــده آوردم رسیــده بــــر جگــم زخم نیزۀ خولی خبـــر ز سینـــۀ از هم دریـده آوردم گـــــــزارش بـــدن پـــارهپــاره را دارم خبـر ز پیکــر در خون کشیده آوردم ز دشـت کــربوبـلا پارهپـاره پیرهنی ز شش بــرادر در خون تپیده آوردم خجالتم مده ای باغبان گلشن وحی سلام بـر تـو ز گلهای چیده آوردم بـرای مــادر مظلـومه چـادری خـاکی از آن سـهساله یتیم شهیده آوردم دراین سفر عوض درّ و گوهر و یاقوت برای مـادر خـود اشک دیــده آوردم من از محـل یهـودینشین شـام آیـم زبام سنگ به فرقم رسیده میآیم ز آفتاب رسالت از این سفر «میثم!» خبــر ز مـــاه به خـون آرمیـده آوردم منبع:پایگاه اطلاعرسانی نخل میثم