مشب شده اشک عزا از دیده جاری
علی اکبر شجعان « محزون اصطهباناتی»پسندیدن0
بازدید0
مشب شده اشک عزا از دیده جاری گشتـه رواق دیـدهها آئیـنه کـاری زهـرا کنـد در عرش اعلی بیـقراری دل گشـته آمـاده برای سـوگــواری آثار غـم شد در جبین شیـعه ظاهر شد کشتهی زهر جفـا امام بـاقـر(ع) آن کس که داغ کربلا درسینه اش بود مانند آئیـنه دل بی کیـنه اش بـود دانش گلی ازگوهر گنجینه اش بـود نـور تمـام انبــیا پیشیـنه اش بـود از کیـنهی اَعـدای بی ایمـان جائِر شد کشتهی زهر جفـا امام بـاقـر(ع) فرزند حیدر آنکه پرچمدار دین است آئینه دار علم و ایمان و یقین است روح عبادت پور زین العابدین است عرش خداوند است و در روی زمین است آیـد نـوای روضـه خوان ها از منابر شد کشتهی زهر جفـا امام بـاقـر(ع) آن وارث عِـلــم خـداونـد یـگـانـه خُلـــق تمــام انبـیا را او خـزانـه از کـربـلای جد خـود بَهرِ نشـانـه بر جسم پاکش مانده جـای تازیانه واغربتـا از فتـنههـای قـوم فاجِـر شد کشتهی زهر جفـا امام بـاقـر(ع) آن صاحب احسان و اوصاف حمیده در کودکی رنـج اسیری را کشیده زخم زبـان کوفی و شامی شنیده جان عزیزش وای من بر لب رسیده دست ستم زد پرچـم غـم در معابر شد کشتهی زهر جفـا امام بـاقـر(ع) شد آخر از جور وجفای اهل کینه کانـون انـدوه و عزا پهنـای سینه در سوگ آن پنجم امام بی قرینه گشته سیه پوش عزا شهر مدینه خون دل آید در بقیع از چشم زائر شد کشتهی زهر جفـا امام بـاقـر(ع)