مرو آتش مزن قلب حرم را
محمود اسدیپسندیدن0
بازدید12
مرو آتش مزن قلب حرم را که سوزانده وداعت پیکرم را تماشا کن علی افتاد از پا به دستت دید تا جای ورم را شرر بر جان من انداخت قنفذ که زد در بین کوچه یاورم را به ضرب تازیانه، دسته جمعی جدا کردند از من همسرم را تمام لشگر من بود زهرا گرفت از من مغیره لشگرم را برایم باورش دشوار باشد که دیدم بین شعله باورم را لگد کاری که با پهلوی تو کرد جدا دیدم ز قرآن کوثرم را شکسته شد سرت در پیش چشمم گرفتم بعد از آن ضربه سرم را