مردم شهر را دعا میکرد
محمد جواد شیرازیپسندیدن0
بازدید1K
مردم شهر را دعا میکرد
ذکر حق بود، لب که وا میکرد
عمر خود، خرج مکتب حق کرد
نفسش ظرف مس، طلا میکرد
تا که میگفت شیعه جان ندهد
محتضر را ملک رها میکرد
دم او صد مسیح زنده کند
نگهش دردها دوا میکرد
حرکت کوه در تصرف داشت
بی عصا بحر را دوتا میکرد
خود خلیل است او که میبینید
بین آتش برو بیا میکرد
قدر او را کسی ندانست و
شکوه از قوم بی وفا میکرد
نیمه شب بود، حملهور گشتند
در قنوتش خدا خدا میکرد
پا برهنه، بدون عمامه
طلب چند آشنا میکرد
پیش چشم عیال و فرزندش
شرم از فحش و ناسزا میکرد
پشت مرکب دواند آقا را
کاش از سن او حیا میکرد
مچ پایش سر گذر پیچید
استخوان تنش صدا میکرد
پشت مرکب نفس زنان یاد
دختر شاه کربلا میکرد
اثر پیری است یا اینکه
داغ عمه قدش دوتا میکرد؟
یاد عمه رقیهاش کرده
نذر مویش چه گریهها میکرد
جانم عمه فدای یک مویت
چه کسی طعنه زد به گیسویت؟