مرد خدا اگر چه به غربت اسير بود
کمیل کاشانیپسندیدن0
بازدید2.1K
مرد خدا اگر چه به غربت اسير بود بر هفت شهر كشور امكان امير بود حلمش شكوه حلم و شكيبايى رسول جودش هماره جلوهی خير كثير بود زنجير همنواى غريبانههاى او از صبر جان خستهی او ناگزير بود مى خواست وقت ناب مناجات با خدا زندان براى خلوت او دلپذير بود اما چه شد كه يوسف زهرا به چاه درد عجل وفاتى اش به لب ، از عمر سير بود كنج قفس شكسته پرى بود بى نفس وقتى گشوده شد در زندان كه دير بود