مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید200+
« مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم » خصومت با هر آنکس پشت کرده بر وطن دارم ندارم باکی از تحریم و تهدید و ترور اَصلاٰ پری چون جانفدا بهرِ پریدن سوختن دارم سری که بیسر و سامانِ آیین نیست سنگین است شکایت از سری سنگین به رویِ شانهِ من دارم اگر روزی شکافی خورد بر قلبم بر آن قطعاً خداوندا نُقوشِ یاحسین و یاحسن دارم اگر چه از عسل شیرینتری اِی جانِ شیرینم تو را تنها امانت در تن از آن مؤتمن دارم .... که دستورِ اکیدِ او تولایِ علی باشد تبرّاییام و نفرت همیشه از دو تن دارم وَ دستورِ شهیدِ روزهدارِ روضهخوان این است سخن در پرده باشد گر چه یک دنیا سخن دارم بگویید از تهِ دل تا قیامت مرگ بر ظالم شدم مبعوث و نجوایِ بیا یابنالحسن دارم