مرا بی روضهات ارباب، یک لحظه تصور کن
رضا قاسمیپسندیدن0
بازدید2.8K
مرا بی روضهات ارباب، یک لحظه تصور کن
مرا دور از شراب ناب، یک لحظه تصور کن
مرا بی اشک چشمانم ببین در یک کویر خشک
که میمیرم بدون آب، یک لحظه تصور کن
نمازم بی وضوی گریهات بالا نخواهد رفت
نماز پشت بر محراب، یک لحظه تصور کن
بدون روضههایت مرگ من حتمی ست، باور کن
مرا بی روح، در یک قاب، یک لحظه تصور کن
بدون پیشوند «کربلایی» نیستم خوانا
«من» بی نقطه و اعراب، یک لحظه تصور کن
بس است این حرفهای تلخ، من، کرب و بلا، باران
مرا در صحنهای جذاب، یک لحظه تصور کن
تو دریایی و من هم ماهیات، پس زود صیدم کن
مرا دور نخ قلاّب، یک لحظه تصور کن
بیا نام مرا هم ثبت کن پایین طومارت
مرا هم جزئی از اصحاب، یک لحظه تصور کن