مدینه باز برگشتم به شهر با صفای تو
غلامرضا سازگار (میثم)پسندیدن0
بازدید1K
مدینه باز برگشتم به شهر با صفای تو
دوباره شد نصیبم از کرم، حال و هوای تو
مدینه ای گرامی شهر پیغمبر! قبولم کن
اگر چه دور بودم، از تو بودم آشنای تو
مدینه سالها مرغ دلم دور تو گردیده
تو میدانی که هر شب سوختم عمری به پای تو
اگر چه دور بودم از تو ای شهر رسول الله
دلم پیوسته بوده زائر صحن و سرای تو
مدینه آمدم، گویی هنوز آید به گوش من
صدای نالههای فاطمه از کوچههای تو
مدینه میهمانم، قبر زهرا را نشانم ده
مزار مادر سادات را جویم کجای تو؟
مدینه از شبی که فاطمه شد دفن در خاکت
بود دلگیرتر از خانۀ مولا فضای تو
مدینه تربت پنهان محسن را نشانم ده
کجا افتاده اوّل کشتۀ شیر خدای تو
مدینه گوییا میبینم اینجا تیر باران شد
به روی شانۀ عبّاس، جسم مجتبای تو
مدینه قبر فرزندان زهرا را تماشا کن
خراب افتاده قبر چار نجل مصطفای تو
مدینه اشک «میثم» را رسان بر تربت زهرا
که گرید روز و شب بر غربت خیرالنّسای تو