محرّم، ماه بیداری ز خواب است
محرّم خراسانیپسندیدن0
بازدید1K
محرّم، ماه بیداری ز خواب است
زمان شور و وقت انقلاب است
محرّم، ماه بتها را شکستن
ز جا برخاستن، در خون نشستن
محرّم، ماه آزادیّ امّت
ز قید ظلم و از بند مذلّت
چه ماهی؟ ماه مهر و ماه رحمت
که باید داشت او را نیک حرمت
ولی بیدادگر دشمن در این ماه
چه خونها ریخت از مردان آگاه
مپرس از دل، چرا در اضطراب است
ببین روی حسین از خون، خضاب است
حسین، آن رهبر آزاد مردان
شگفتا در کنار آب، عطشان!
نه تنها، بلکه با انصار و اصحاب
تمامی تشنه امّا بر لب آب
کنار علقمه عبّاس افتاد
برادر را به بالین خوانْد و جان داد
علیاکبر میان خون نشسته
دل لیلا، دل زینب شکسته
چه گویم از گل نشکفته اصغر؟
که از تیر ستم گردید پرپر
در این مه خوانْد زینب، خطبهای چند
که از بُن ریشۀ بیدادگر کند
از این رو ماه خون و اشک و آه است
«اگر خاموش بنشینی، گناه است»[1]
بده «محرم»! دل خود باز تسکین
که از آن تشنگی سیراب شد دین
[1]. وامی از سعدی:
و گر بینم که نابینا و چاه است
اگر خاموش بنشینم گناه است
کلّیّات سعدی، ص 6رباعی و دوبیتی.