مادر، فدای انتظار چشمهایت
طاهره سادات فاطمیپسندیدن0
بازدید1K
مادر، فدای انتظار چشمهایت
جان میپذیرم در بهار چشمهایت
آخر چرا در انتظار و اضطراب است
شهر پر از اشک و غبار چشمهایت؟
حالا که اینجایم، ببین قدّ رشیدم
مادر ببین که آبرویت را خریدم
آخر چرا تردید مادر؟ من که روی
دستان پر مهر خودت میآرمیدم
حالا من اینجا هستم و آمادۀ عشق
نوشیدهام بهر حسین از بادۀ عشق
گرد سفر از چهرهام برگیر مادر
از راه دوری آمدم، از جادۀ عشق