مادر! بیا به حال حسینت، نظاره کن
صفا تویسرکانیپسندیدن0
بازدید18
مادر! بیا به حال حسینت، نظاره کن
یک دم نظر بر این بدن پارهپاره کن
زخم تنش اگر چه بُوَد بیحساب لیک
با چشم دل، نگاه بر این ماهپاره کن
مادر! بیا و مرهمی آور ز راه مهر
درمانِ زخمهای فزون از ستاره کن
اطفالِ بیقرار و پریشان و خسته را
تا بنْگری، نظر به سر سنگ خاره کن
در این دیار چاره برون شد ز دست من
مادر! برای دختر خود، فکر چاره کن
آتش زدند خیمهی ما را ز راه کین
خاموش ز آب دیدهی خود، این شراره کن