ما را درست لحظۀ آخر رساندهاند
محسن ناصحیپسندیدن0
بازدید1K
ما را درست لحظۀ آخر رساندهاند
بر سفرۀ عنایت زهرا نشاندهاند
دست مرا به توصیۀ او گرفته و
پای مرا به روضۀ بیبی کشاندهاند
شرط ورود مجلس زهرا ولایت است
با مِهر حیدر است که ما را نراندهاند
بیخود نبود شور حسینیه مزّه داد
از کودکی به ما نمکش را چشاندهاند
از صحن قدس بال و پرم دادهاند و بعد
تا کوچه داغهای مدینه پراندهاند
بیبال هم به عرش خدا پر کشیدهایم
وقتی درون هروله ما را دواندهاند
بویی نداشت سیب، ولی روی سیبها
هی قطرهقطره از عرق ما چکاندهاند
بوی گلاب میوزد از بس فرشتهها
گرد و غبار پیرهنم را تکاندهاند
اینها که چشم نیست، چراغ حسینیه است
با رشتههای گریه به هر سو کشاندهاند