ما تا نفس داریم از حیدر بخوانیم
محمد حسین رحیمیانپسندیدن0
بازدید200+
ما تا نفس داریم از حیدر بخوانیم از معجزات دائم این در بخوانیم این چارده رکعت نماز عاشقی را رکعت به رکعت تا دم آخر بخوانیم ما را در این عالم خدا آورده تا که بدخواه آل الله را کافر بخوانیم دنیا و محشر در عذاب اندر عذابیم هر بی سر و پا را اگر دلبر بخوانیم حالا که رسوایی نصیب ابتران شد خوب است با هم سورهی کوثر بخوانیم دنیا دوباره عطر زهرا دارد امشب حال سیه رویان تماشا دارد امشب امشب ببین دنیا ولیعهد رضا را دسته گل صدیقه و خیرالنسا را هر کس غلام خانهی ابن الرضا شد حاتم نماید گوشهی چشمش گدا را امکان ندارد رد شود، هر کس قسم داد بر جان این آقا، علی موسی الرضا را هر بندهای که شد دلش ابن الرضایی دارد همیشه پشت سر، دست خدا را آن قدر از میخانهی او خیر دیدیم آن قدر لطف او خجالت داد ما را مردم همه دنیاش بر وفق مراد است هر کس رفیق بیکسی هایش جواد است ای که تو را پروردگارت داده عزت نه ساله بودی و شدی صاحب ولایت ای که به گهواره چو عیسی لب گشودی عالم به قربانت، خداوند کرامت ای یادگار حضرت باب الحوائج ! دیدیم از تو معجزات بی نهایت دل برده ای از دوستان و دشمنانت مامون به آقایی تو داده شهادت از عمر کوتاه تو مردم، قدر یک قرن دیدند آقایی، وفاداری، محبت مثل رضا با دشمنت هم مهربانی امّید اول، آخر بیچارگانی دار و ندار حضرت معصومه ای تو آقا! بهار حضرت معصومه ای تو بعد از علی موسی الرضا در این زمانه دلدار و یار حضرت معصومه ای تو گردد علیِ اکبر و زینب تداعی وقتی کنار حضرت معصومه ای تو هم حضرت معصومه باشد بیقرارت هم بی قرار حضرت معصومه ای تو مانند یک قرص قمر امّید بخشِ شبهای تار حضرت معصومه ای تو دیدیم که در صحن قم حاجت روا شد هر کس که ذکرش یا جواد و یا رضا شد بابا پس از این که به گوش تو اذان گفت از داغ عاشورایی این دودمان گفت از کربلا، از تشنگی، از سر بریدن از کوفه و بی حرمتی بر میهمان گفت از تشنگی، از حرمله، از شرم عباس از کودک شش ماهه و تیر و کمان گفت از غصهی گهواره خالی اصغر از خون دل های رباب نیمه جان گفت من مطئن هستم که ای آقا برایت نه سال هر جا کرد فرصت، آن به آن گفت: بابا همیشه یاد جد سر جدا باش هر روز و شب گریه کن کرببلا باش منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک