ما بندهایم گرم تمنای اهل بیت
رضا تاجیکپسندیدن0
بازدید10
ما بندهایم گرم تمنای اهل بیت در سینه ام نشسته رد پای اهل بیت دل بستهام به وعده فردای اهل بیت بر پای سفرههای حسنهای اهل بیت خاک مرا به دست کریمان سرشتهاند یعنی غلام نام حسنها نوشتهاند امشب در آسمان علی ماه می رسد کهف الورای دیگری از راه می رسد شیری ز بیشه ی اسدالله می رسد یوسف به شوق دیدنش از چاه می رسد در خانه ي امام زمان بزم شادي است لبخند شوق بر روي لبهاي هادي است زیباترین بیان زبان منی حسن تو رهبر امام زمان منی حسن یک شرط از شروط اذان منی حسن تو دومین امام جوان منی حسن این پنج شنبهها که به نام تو خورده اند ما را به پایبوس ضریح تو برده اند با هر پیاله باده زدن عاشقت شدم با جذبههای نام حسن عاشقت شدم وقتی شنیدم از تو سخن عاشقت شدم با هر فراز جامعه من عاشقت شدم مستبصر بشانکم آوای قلب ماست طیبا لخلقنا ، گل ما از گل شماست فهم کسی نمی رسد آقا به ساحتت ده پشت تو امام ،فدای اصالتت اجداد من تمام اسیر عنایتت قسمت نبود کعبه بیاید زیارتت این کعبهای که رتبه اش از عرش برتر است از سینه چاکهای قدیمی حیدر است دلهای شیعیان همه در انحصار توست عالم تمام در کنف اختیار توست هر مومنی نشانه اش از اعتبار توست در دست من عقیق يمن یادگار توست بس باشد از شما که به ما می رسد همین طعم خوش زیارت ایام اربعین بايد به روى قبر تو مرقد درست كرد ابن الرضا براى تو مشهد درست كرد يك صحن و يك رواق مجدد درست كرد مانند كاظمين دو گنبد درست كرد باز آرزوى من شده پرتوشهات شوم من غرق اشك زائر شش گوشهات شوم هر کس که رفته دیدن صحن و سرایتان آتش گرفته است وجودش برایتان افتاده است پرچم گلدسته هایتان مثل مدینه شد حرم سامرایتان حس می کند کسی که رسیده به محضرت بوی بقیع و چادر خاکی مادرت