لبخندِ شادیِ رو لبِ امیرِ مُلکِ عربه
حسین ایمانی(سحراشک)پسندیدن0
بازدید1
لبخندِ شادیِ رو لبِ امیرِ مُلکِ عربه کف بزنید که شب شبِ بانویِ عالم زینبه چراغون شده امشب تمومیِ عالمین بگردون قنداقهش رو فاطمه دورِ حسین الگویِ ایثار و ادب زینب عقیلةالعرب /۳/ بودنش با داداش حسین سرمایهیِ زندگیشه نگینه انگشتره که مسبّبِ قشنگیشه نداره تویِ دنیا کسی به جز داداش حسین نیاره خدا روزی نباشه با داداش حسین الگویِ ایثار و ادب زینب عقیلةالعرب /۳/ نطقش مثهِ نطقِ علی محکمه به دل میشینه نیومده هنوز شبی نیفته یادِ مدینه میشینه رویِ سینهش غصّه میافته یادِ حیدر مدینه پیشِ چشمش میاد و میخِ در و مادر یا فاطمه یا فاطمه وای مادرم وای مادرم /۳/ یه روز میاد که شاهدِ غریبیِ داداش میشه مضطر میشه اَمَّن یُجیب زمزمهیِ لبهاش میشه سوارِ .... ناقه میشه ناقهیِ بی محمل و عریان میبینه که میشینه چوبِ یزید رو لب و دندان آقام حسین آقام حسین آقام حسین آقام حسین /۳/ sehreashk@