قوتت همه شب خون جگر بود حسن جان
غلامرضا سازگار (میثم)پسندیدن0
بازدید57
قوتت همه شب خون جگر بود حسن جان گریان ز غمت چشم سحر بود حسن جان از دوست و دشمن به تو پیوسته ستم شد مظلومی تو ارث پدر بود حسن جان مادر که زمین خورد تن پاک تو لرزید تنها کمکت اشک بصر بود حسن جان از طعنه و از زخم زبانهای پیاپی هر دم به دلت زخم دگر بود حسن جان شد قلب تو مجروحتر از جسم برادر کز او جگرت سوختهتر بود حسن جان گر ماه حسین بنعلی بود محرم ماه غم تو ماه صفر بود حسن جان هرکس به تنش زخم رسد از دم شمشیر زخم تو به تن نه، به جگر بود حسن جان در کوچه و در مسجد و در خانه مغیره پیوسته تو را پیش نظر بود حسن جان در راه حسین بنعلی چار فداییت در کرببلا چار پسر بود حسن جان "میثم" که سخن از دل سوزان تو می گفت شعرش به دل شیعه شرر بود حسن جان