قلب زمین دلشدهی , روی دل آرای تو شد
محمد مبشریپسندیدن0
بازدید2
قلب زمین دلشدهی , روی دل آرای تو شد روح زمان در طلب و , شوق تماشای تو شد مرکز پرگار وجود , کمان ابروان تو هر که در این دایره بود , واله و شیدای تو شد زمزمهی نام تو شد , ذکر همه اهل سما قبلهی عرش و آسمان , روی دل آرای تو شد تا صدف بستهی علم , شکافته اشارهات منشأ دانش بشر , حدیث لبهای تو شد وجه تو بیبدیل و هم , حسن تو بینهایت است هزار یوسف از ازل , بر سر سودای تو شد آیه ی تطهیر تویی , میان مصحف وجود کوثر ناب عاشقی , جام طهورای تو شد طراوت یقین تو , روح طمأنینهی خلق از آن زمان که هر دلی , مست تولای تو شد ز نسل مجتبایی و , تویی کریم بن کریم کرامت و جود و سخا , غرق تمنای تو شد هم از حسن هم از حسین , ببرده یادگارها که این دو خود نشانهی , مقام والای تو شد ففط نه جمع مردگان , مسیح زنده میکنی ذکر علی و فاطمه , رمز مسیحای تو شد قیامتی به پا کنی , ز حب خود به سینه ها محبتت در دل ما , محشر کبرای تو شد تو یادگار کربلا , هستی و ساکن بقیع صحن و سرای خلوتت , بهشت زیبای تو شد