قدمت گامِ فتنه را شل کرد
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید8.3K
قدمت گامِ فتنه را شل کرد کرمت کارِ دل توسّل کرد آسمان تا شنید میآیی زود بر استان توکّل کرد با امیدِ وصال ذکرت را سینهام تا مدینهات پل کرد باخت آنکس که در حریمِ کریم در کراماتتان تعقُّل کرد اِی کریمی که از خزانهیِ وحی سفرهات را کریم پُر گل کرد سفرهدارِ خزانهیِ عشقی یاحسن عشقِ خانهیِ عشقی وارثِ بیمثالِ مولایی صورتی از خصالِ زهرایی ساختارِ شَکیلِ نورِ خدا رازدارِ جمالِ اعلایی تو امامِ تمامِ عشقِ خدا تو مدالِ جلالِ سقّایی دمی از صبرِ توست زینبساز تو جوابِ سؤالِ فردایی شافعِ روزِ محشرِ شیعه رافِعِ لاٰیَزالِ غمهایی شیر از اشک و شیرِ فاطمهای آرزویِ امیرِ علقمهای نفست شکر و ذکرِ یارب بود دلت از عشقِ حق لبالب بود در جمالت جلالِ حقُّ و رسول در خصالت علی مرتّب بود تابیه اسبِ تو به کربوبلا زیرِ پایِ وزیر مَرکب بود صلحِ تو چون قیامِ عاشورا سندِ افتخارِ مذهب بود لحظهیِ دیدنت در این دنیا اوجِ رویایِ شاه و زینب بود دلبرِ دلربایِ عالمِ عشق محورِ کربلا مدینه دمشق از کریم هستم و کرم دارم سایهیِ لطف بر سرم دارم دشمنت خواسته غریب شوی کوریاش در دلم حرم دارم از تو میخوانم و حسینِ علی اُنس با قلبِ مادرم دارم در رضایت رضایتِ حق است با تو با خالقم چه غم دارم؟! شبِ قدرِ علی و زهرایی نوکرم قدرِ محتشم دارم میروم با نگاهِ لطفِ شما یاحسن از مدینه کربوبلا