قد رعنای تو چون سرو سپیدار شده
قاسم نعمتیپسندیدن0
بازدید700+
قد رعنای تو چون سرو سپیدار شده کربلا محو رخ احمد مختار شده دور تا دور سرت آیینه میچرخانم بسکه گیسوی بلند تو دل آزار شده تا کمی راه روی این دل من میلرزد قد طوبایی زهراست پدیدار شده چشم بد دور از آن قد رشیدت پسرم قامتت شانه به شانه با علمدار شده گر ترک خورده لبت غصه مخور ای بابا تشنهی وصلی و هنگامهی دیدار شده تا صدای تو شنیدم که پدر زود بیا گفتم ای وای علی بی کس و بییار شده نیزهها رفت چو بالا به سر خویش زدم وسط معرکه این یاس گرفتار شده کوچهای باز شدو هر که زره آمدو زد ماجرای تو شبیه درو دیوار شده زشکافی که به پهلوی تو خورده پیداست نوک نیزه اثرش چون نوک مسمار شده دشمن آن بغض علی را سر تو خالی کرد تن تو طعمه هر گرگ جگر خوار شده بین محراب دو ابروی تو از هم شد باز صورتت جلوهای از حیدر کرار شده خیز و زیر بغلم گیر و سوی خیمه ببر ای جوانم ز غمت دیدهی من تار شده اربا اربایی و کس معنی آن کی فهمد این عبا تا به ابد محرم اسرار شده