فکری برایِ خانهیِ درد وُ مَلال کن
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید6.3K
فکری برایِ خانهیِ درد وُ مَلال کن زانو بغل نگیر مرا هم حلال کن از این به بعد تازه غمت میشود شروع غسلِ شبانهیِ بدنم را خیال کن در خانهام گرفتم اگر رویِ صورتم رازِ عجیبش از حسنِ من سؤال کن شبها برایِ تشنهلبِ کربلا ببر آبی و فکرِ تشنگیِ نونهال کن پَر میکشم اگر چه پرم را شکستهاند حیدر برو برایِ عزا فکرِ شال کن شالِ عزایِ فاطمه بنداز و نالهای.... بهرِ ظهورِ روزِ قصاص و قتال کن این عاشق و غمی که به آخر نمیرسد آقا نصیبِ فاطمیون خود وصال کن