فقط ز نرگس چشمت نگاه می خواهم
محمد بیابانیپسندیدن0
بازدید1K
فقط ز نرگس چشمت نگاه می خواهم
به قدر یک ، دو ، سه لحظه پناه می خواهم
شبیه برکه ی کوچک که دور افتاده است
برای قاب دلم عکس ماه می خواهم
میان راه وصالت همیشه سر گردان
شب چهلم عهد است ، راه می خواهم!
صدای ماه محرم به گوشها خورده است
ز دست های تو شال سیاه می خواهم
دم محرم و آقا کمی دعایم کن...
دعای خیر و کمی سوز و آه می خواهم
از خدا هر وقت که اذن محرم خواستم
پيشتر از آن ظهورت را دمادم خواستم
هر زمان هم رخصت سينه زدن مي خواستم
پشت بندش ديده اي از اشک زمزم خواستم
خواستم در اين عزاداري بساطي جور را
تا که خرج تو شوم رزقي فراهم خواستم
صبح گريه مي کني تا شب، و شب تا صبح را
گريه کردن را شبيه تو دمادم خواستم
ديده اي خندان نخواهد ديد لب هاي مرا
شاد بودن را هم از شکرانه غم خواستم
تا عزاداران جدت را بگريانم ز تو
روضه و شعر و گريز و نوحه و دم خواستم
چون شهيدان در رکاب تو شهادت را ولي
روي دامان تو در خط مقدم خواستم
تو عزاداري و در اين روزها غرق غمي
از سر شرمندگي بوده اگر کم خواستم
تا که امضاي تو زينت بخش طومارم شود
غير اشک و گريه از تو کربلا هم خواستم